
امروز عاشورا بود. یه عاشورای دیگه. راستی چندمیش بود؟ رجب شعبان رمضان ... محرم خدایا دلم گرفته احساس می کنم توی چرخ گردون روزگار فقط دارم چرخ می خورم. امروز که بیرون بودم احساس کردم چقدر امام حسین غریبه اگه غریب نبود فرزندش این همه سال تنها نمی موند...
وقتی برمی گشتم یه پیرمرد تو راهرو مترو یه جعبه دست گرفته بود روش نوشته بود مجانی و هر کس که عبور می کرد یه کاغذ کوچک از تو جعبه بهش می داد . روی اون برگه ها دو تا حدیث راجع به نماز نوشته بود. یه چیزی تو دلم گفت که این پیرمرد خیلی از تو جوون مفیدتره. دلم گرفت با خودم گفتم یه پیرمرد چقدر خوب گرسنگی امروز مردم ما رو فهمیده. امروز شاید بهترین نذری غذایی باشه که خیلی از ماها بهش احتیاج داریم ولی حتی خودمون هم خبر نداریم.
دلم می خواد این محرم و صفر برام یه چیزهایی عوض بشه. می دونم خیلی ها سالهاست که شروع کردن. خیلی ها هم مثل من هر روز حسرت دیروز رو می خورن. امشب اول از خدا بعد از همه اون ها که مثل من امروز براشون یه تلنگر دوباره بود کمک می خوام تا شاید بشه کاری کرد. حداقل برای خودمون
فکر می کنم تنها چیزی که می تونه عقیده آدم رو محکم کنه چیزی باشه که از روی معرفت و شناخت باشه و الا هر چقدر عاشق هم که باشی اگه ندونی محبوب تو چه چیزی رو می پسنده نمی تونی خودتو بهش نزدیک کنی.
می خوام سعی کنم یه کمی بیشتر یاد بگیرم. برای این کار منابع موثق لازم دارم راستی pdf کتابهای مرجع عاشورا رو چه جوری میشه گیر آورد؟ اهمیت و ضرورت اشک و عزاداری بر امام حسین چیست؟ راست و غلط فرهنگ عزاداری چیه؟
به کمک همتون نیاز دارم تا بتونم مطلب های خوب و موثق رو روی سایت بذارم. اگه بتونیم در قالب چند تا گروه هر کدوم یه شاخه ای رو دنبال کنیم و با برنامه پیش بریم. شاید بشه یه پایگاه داده خوب جمع کرد.
خلاصه این وبگاه مال ما نیست. به اسم یکی دیگه است که آرزو می کنیم یه نگاه هم به ما بکنه. اگه شما هم خواستید همتی بکنید. نظرات و پیشنهادات خودتون رو برام بفرستید. مطلب مفید رو اگه از سند معتبری سراغ دارید ارسال کنید تا همه استفاده کنند.
|
+| نوشته شده توسط
یکی مثل تو در چهارشنبه هجدهم دی 1387
|